واقعا هر بار این آهنگو میگوشم منقلب میشم
[اینترو آرش حسینی]
امروز رو میگذرونم، به امید فردا // هرچی میگذره بیشتر میشه دردام
دیگه بریدم، از زندگی // همه رفتن و اینجا تنهام
ورس 1 (امیر خلوت)
ناراحت نباش .. اگه بعده بیست سال زندگی مثل من پیر شدی
شکستی مثل برق مثل قبلنا نمیشینه خنده رو لبت
اگه حالا جای برچسبا یه آدامس خرسی زخم رو تنت
آره زخم رو تنت..
اگه پای عشقت الکی هدر رفتی سوختی پاش
اگه پره حرف دلتو لبات و به هم دوختی داش
ناراحتی نداره مشتی
درخت پیر باغچه حتا هنوز داره نفس میکشه به امید دیدن بهار بعدی
نگران نباش اگه جواب مرام و رکب میگیری
اگه توی خطی های زندگیتم عقب میشینی
اگه کام نمیده سیگارت نم گرفته زیر بارون
اگه بریدی و دلت داره غرق قصه می*شه آروم
نگران نباش ، منم حالم از تو هیچی نداره کم
یه دل* تو سینمه آرزومه یشب از آسمونش نباره غم...
پره نقشای مردست مثل فیلم ترسناکه نوار قلبم میدونم مثله منی...
حال من و تو که نگرانی نداره اصــــــلا...
[کروس]
امروز رو میگذرونم، به امید فردا // هرچی میگذره بیشتر میشه دردام
دیگه بریدم، از زندگیم // همه رفتن و اینجا تنهام
[ورس 2]
ناراحت نباش .. اگه زندگی ساز کوک نمیزنه
یه نت فالش و یه دنیا حرف
حرفایی که طوری میکنه خوردت، همچین ضربه*ای هزار تا هوک بِت نمیزنه
الان اگه خوش شانسم باشه، وسط هدف رو لوک نمیزنه
نه ناراحت نباش .. اگه با هم میسوزه خشک و تر
اگه زمونه میکنه یه کارایی که به سر و پات نمونه کرک و پر
اگه پاچه شلوارت شده خیس تو بارون روی زمین
اگه تو هر قدم زندگیت یه سد بزرگ بوده کمین
نگران نباش .. داش منم مثل توام پر درد
شبا به گلوی پر بغضم، سر میزنم مثل یه دوره گرد
اینم میدونم که توام مثل منی، خسته*ای
حتی واسه وایستادن رو پاتم نداری دیگه حس قدیم
هه مثل قدیم
نگران نباش .. اگه شب و روز میدی قسطی پس این
رو بدون سر پایی و هنوز تو دل به امید یه حسی هست
بدون من و تو یه خدایی داریم که بیشتر از من و تو تنهاست
بده من دستت رو با من باش تو اگه داری هنوز حس پرواز
[کروس]
امروز رو میگذرونم، به امید فردا // هرچی میگذره بیشتر میشه دردام
دیگه بریدم، از زندگیم // همه رفتن و اینجا تنهام
دیگه بریدم، از زندگیم
برچسب ها: آرش حسینی، امیر خلوت، ناراحت نباش،
وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
در حسرت لحظه ای آرامشم
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
دیگر کسی به سراغ من نمی آید
دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم
کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند
دلم گرفته ....
خیلی دلم گرفته....
انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد...
وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم...
نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد
من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم
دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ،
میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را
میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست
میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
پس بگو چرا نمیکنی از من یادی
من برایت شده ام لحظه ای،گهگاهی
فکر نمیکنم از دوری ام آرامی
در حسرت منی و پریشانی
تو را گم کرده ام و در جستجوی توام ،تا تو را دوباره به قلبم برسانم
قلبم نفس میخواهد،باید قلبم را تا لحظه ی پیدا کردنت بی نفس بکشانم
آنقدر دلم برایت پرپر زد که بی بال شد
آنقدر گشتم و گشتم اینجا و آنجا که اینک خودم را نیز گم کرده ام
بشنو صدایم را ،این آخرین نوای کسی است که بی تو بی صداست
ببین حالم را،این آخرین نفسهای کسی است که بی تو بی هواست
تو را گم کرده ام و تنهایی را پیدا،ای غم تو دیگر به سراغم نیا
نیستی و خیالت با من است،از خیال تو یادت در قلب من است
از یادت ،دلتنگی به جا مانده و انتظار،بیش از این مرا بیقرار نگذار
تو را گم کرده ام و آغوش سردم در حسرت گرمای وجودت مانده
قلب عاشقم این قصه نیمه تمام را تا آخرش خوانده
این خاطره هاست که در خاطر پریشانم به جا مانده
میخواهمت ای جواهر گمشده ام
اگر بودی و میدیدی حالم را ،میفهمی که چرا دیوانه شده ام
فاصله ی من و تو ، دورتر از آسمان و دریا است
من میبارم و تو فکرت پیش ساحل است
هنوز هم باور نداری که قلبم عاشق است
تو را گم کرده ام و پیدایت میکنم
اگر تو را دیدم به اندازه تمام عمرم نگاهت میکنم
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
به كوه خواهد زد!
به غار خواهد رفت!
***
تو، كودكانت را بر سینه می فشاری گرم،
و همسرت را چون كولیان خانه به دوش،
میان آتش و خون می كشانی از دنبال،
و پیش پای تو از انفجارهای مهیب
دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد
و شهرهای همه در دود و شعله خواهد سوخت
و آشیان ها بر روی خاك خواهد ریخت
و آرزوها در زیر خاك خواهد مرد
***
خیال نیست، عزیزم!
صدای تیر بلند است و ناله ها پیگیر
و برق اسلحه خورشید را خجل كرده است
چگونه این همه بیداد را نمی بینی؟
چگونه این همه فریاد را نمی شنوی؟
صدای ضجه ی خونین كودك (عدنی) است،
و بانگ مرتعش مادر ویتنامی
كه در عزای عزیزان خویش می گریند
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست
كه یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم
و یا به كشتن فرزند خلق برخیزیم
و با به كوه
به جنگل
به غار، بگریزیم
***
پدر، چگونه به نزد طبیب خواهی رفت
كه دیدگان تو تاریك و راه باریك است
تو یك قدم نتوانی به اختیار گذاشت
تو یك وجب نتوانی به اختیار گذشت
كه سیل آهن در راه ها خروشان است
***
تو، ای نخفته شب و روز روی شانه ی اسب،
به روزگار جوانی، به كوه و دره و دشت
تو ای بریده ره از لای خار و خاراسنگ!
كنون كنار خیابان در انتظار بسوز
درون آتش بغضی كه در گلو داری
كزین طرف نتوانی به آن طرف رفتن
حریم موی سپید تو را كه دارد پاس؟
كسی كه دست تو را یك قدم بگیرد نیست
و من - كه می دونم اندر پی تو - خوشحالم
كه دیدگان تو، در شهر بی ترحم ما
به روی مردم نامهربان نمی افتد
***
پدر! به خانه بیا با ملال خویش بساز
اگر كه چشم تو بر روی زندگی بسته است
چه غم كه گوش تو و پیچ رادیو باز است:
(هزار و ششصد و هفتاد و یك نفر) امروز
به زیر آتش خمپاره ها هلاك شدند
و چند دهكده دوست را، هواپیما
به جای خانه دشمن گلوله باران كرد...!
***
چه جای گریه، كه كشتار بی دریغ حریف
برای خاطر صلح است و حفظ آزادی
و هر گلوله كه بر سینمه ای شرار افشاند
غنیمتی است! كه دنیا بهشت خواهد شد
***
پدر، غم تو مرا رنج می دهد، اما
غم بزرگ تری می كند هلاك مرا:
بیا به خاك بلا دیده ای بیندیشیم
كه ناله می چكد از برق تازیانه در او
به خانه های خراب،
به كومه های خموش،
به دشت های به آتش كشیده ی متروك
كه سوخت یك جا برگ و گل و جوانه در او
به خاك مزرعه هایی كه جای گندم زرد
لهیب شعله ی سرخ
به چار سوی افق می كشد زبانه در او
به چشم های گرسنه
به دست های دراز
به نعش كودك دهقان، میان شالی زار
به زندگی، كه فرو مرده جاودانه در او
***
بیا به حال بشرهای های گریه كنیم
كه با برادر خود هم نمی تواند زیست
چنین خجسته وجودی، كجا تواند ماند؟
چنین گسسته عنانی كجا تواند رفت؟
صدای غرش تیری دهد جواب مرا:
- به كوه خواهد زد!
به غار خواهد رفت
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد.
شاعر: فریدون مشیری
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
شکستن زیر باران را خم دیوار میفهمد
سکوت تلخ و گنگ و مبهم دیوار میفهمد
صدای زیر آهم را بم دیوار میفهمد
تحمل را ستون محکم دیوار میفهمد
زبانم را شکاف پرغم دیوار میفهمد ...
شاعر: ر.ابوترابی (تبسم بهار)
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
آن مرد نبود
دیواری بود و بس
از جنس نیاز
تیغ نهان بود و خسا
داستانی بود
پس امیدی هم نخواهد بود
چرایی کجی در دیوار را من
ولیکن
این یک علت را
می فهمید
فرق می کرد
سمت من حرمت
سمت تو ژنرال ...
شاعر: م.ع.نوذری(ساده)
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
چال می کنم
نبودنت را...
تا هیچ جای بی تو
می رسد... ...
شاعر: م.نهانى
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
که کمی می مانیم
ما همه می خوانیم
پس چرا بر آنیم که همه بر بادیم
گه به هر ناچاریم
گه به هم محتاجیم
که ز هم می نالیم
ما همه می خندیم
پس چرا آزادیم که دلی آزاریم
گه به زخم محتاجیم
گه به به ناچاریم ...
شاعر: رزا افروزیان(صدفی)
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
که در میان حادثه و تشویش
در جهنم نبود تو
گل سرخی بکارد
که در واپسین لحظات باورم
باور نکنم
که رفته ای...... ...
شاعر: میثم باقری ف
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نای صبر کردن ندارم
در جایی که کلاغ از من ازاد تر است!
غمگین برای فردا
این زندگیست ؟
با من از عشق بگو
شاید مرحمی باشد بر زخم نمک پاشیده
رفیق خوبم خدا از خودت بگو
ایا در انجا هم پشیمانند از اینده ای که هنوز نیامده..!
ای...
شاعر: کاوه نادری (شیدا)
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
تو – من
ایستاده ایم
رو به هم
لبخند میزنی
نگاه-...
کیش
مات!
پرده ی دوم:
من –تو
ایستاده ایم
کنار هم
می سرایمت!
لبخند
لب...
عشق
لانگ شات!
پرده ی سوم:
تو-من
شب سکوت
ایستاده ایم
پشتمان به هم!
گریه میکنم
لبخند میزنی!
سایه ی مرموز!
یک نفر...
با کراوات!!
پرده ی چهارم:
من- من!
فقط سکوت
ایستاده ام
تو رفته ای
باز گریه میکنم
باران میبارد
زوم!!!
کات... ...
شاعر: امید صباغ نو
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
به تن تشنه ی شهر گام هایم جاری ست
یا نمیرانم من شوق بادبادک بازی از دل کودک این کوهساران
گام های خالی از همه نامردی ست
ولی اکنون نامردی سر ز تن بیرون است
ولی اکنون به جابی نامردی می کشم رنج به هر جور و زمان
گام هایم خالی از همه نامردی ست
ولی از بخت و شناس ذره ای ذر نکشد به دل اشفته ام
گام هایم خالی ز همه نامردی ست
که نمیرد وجدان ...
شاعر: مریم ایوبی فر
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
همه در گیر خودند و همه در خود ها گم !!
چه کسی چشم براه می ماند
چه کسی غصّه ی غم های مرا کم دارد
غم این کوچه ی بُن بستِ گِلی
غسل اشک خواهم داد
باز آن پیر زن کوچه ی رسوایی چه دل تنگ من است
ای خدا را تو قسم بر در و دیوار نزن
چه کسی نام مرا می خواند
پشت دیوار هز ...
شاعر: ژیلاراسخ
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
خیس خستگی
سالهاست
تا ببینمت
دیشب بارانی شدم
گویا نگاهت هم مرا ترک کرده...
بیا و دستانت را
شاید شبی
خوابت را دیدم... ...
شاعر: مجید (کوچه گرد)
برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
تبلیغات
