تبلیغات
باختم
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
خداحافظ

شروع اولین کلام

چه غربتی!

همیشه نگاه میکردم تا شاید

جرات سلام پیدا کنم

ولی خاک مهلتم را تمام کرد

و این اولین سلام من بود :

خداحافظ

شاعر: مجنون طالقانی




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
حالم از فریاد بر هم می خورد

زین همه بیداد بر هم می خورد

خویش را با داد رسوا کرده ام

دیگر از آن داد بر هم میخورد

روزگار صید دل از ما گذشت

حالم از صیاد بر هم می خورد

یاد ایام غم و سودای یار

از دل و آن یاد بر هم می خورد

عشق را دیگر برای من مگو

حالم از فرهاد بر هم می خورد

مشک با باد صبا افشان نشد

حالم از آن باد بر هم می خورد

بس که از دنیا دگر بد گفته ام

دیگر از ایراد بر هم می خورد

بُعد حیوان ، بُعد روحانی بس است

حالم از ابعاد بر هم می خورد

شاعر: ساسان مظهری




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
این زندگی ساده به دردم نمی خورد

این ذهن بی اراده به دردم نمی خورد 

شادم نکن که با غم خود خو گرفته ام

مستم نکن که باده به دردم نمی خورد 

عمری گناه و جرم و سپس تو به کرده ام

درسی که تو به داده به دردم نمی خورد 

حسرت سوار ثانیه ها می رسد به

پاهای من پیاده به دردم نمی خورد 

وقتی که پای رفتن از این رنج و غصه نیست

نقشه نکش که جاده به دردم نمی خورد 

از چشم او فتادم و دیدم که این دل 

از آسمان فت

شاعر: محتشم فتحی آذر




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
عشق یعنی بغض بی پایان من
عشق یعنی حسرتی در جان من

عشق یعنی حرف های پیش و پس
عشق یعنی ظلم بی رحمانه بس

عشق یعنی دست های گرم تو
عشق یعنی هر چه دارم سهم تو
عشق یعنی بی قراری های من
عشق یعنی هر گناهی پای من

عشق یعنی آرزوی دیدنت
عشق یعنی فرصت بوسیدنت

عشق یعنی لحظه ی دلواپسی
عشق یعنی کی به دادم می رسی

عشق یعنی با دلم بازی نکن
عشق یعنی قصه پردازی نکن

عشق یعنی این جدایی ساده نیست
عشق یعنی درد من درد بدی ست



برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
دفتر خاطرات من
نوشته هایه تلخ و شاد
عاشقونه دوست دارم
صفحه ی اول نگام
دلهر ه ی تویه صدام
یک نفس عاشقونه هام
اسم قشنگت همیشه
آرامش هر دو چشام
سرودنه ترانه هام
نوشتن غم چشات
یه دل سپردن غریب
غروبه تلخ لحظه هام
بارون نم نم و یه آه
پرنده ی خسته ی راه
حس بد بی تو بودن
تو تک تک ثانیه هام
گل و تگرگ و عاشقی
شکستن دل بهار
مثله همیشه اسم تو
آواز ناب ،رویه لبام..



برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
مرگ را دیده ام من
در دیدا ری غمناک،من مرگ را به دست
سوده ام
من مرگ را زیسته ام،
با آوازی غمناک
غمناک،
و به عمری سخت دراز و سخت فرساینده
آه، بگذاریدم! بگذاریدم!
اگر مرگ
همه آن لحظه آشناست که ساعت سرخ
از تپش باز می ماند
و شمعی- که به رهگذار باد-
میان نبودن و بودن
درنگی نمی کند،-
خوشا آن دم که زن وار
با شاد ترین نیاز تنم به آغوشش کشم
تا قلب
به کاهلی از کار
باز ماند
و نگاه
جشم
به خالی های جاودانه
بر دو خته
و تن
عاطل!
دردا
دردا که مرگ
نه مردن شمع و
نه بازما ...




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
من تو را گم کرده ام ای دوست رسم زندگیست

من به خود بد کرده ام ای دوست رسم زندگیست

کوچه های پر ز غربت شد رفیق و یار من

خاک غربت شد رفیق و همره شب های من

دوستی را من ز کف دادم ولی آسان نبود

چون به خود رحمی نکردم دوست را گم کرده ام

وای از این شک و گمان .. داد از این وهم و خیال

بین چه راحت دوست را از کف گرفت این و هم آن

کج خیالی شد سبب تا من ز تو فارغ شوم

کار دنیا را ببین من دوست را گم کرده ام

لابد این رسم است در دنیا رفاقت ها فناست

حیف و صد افسوس من این

شاعر: ندا حامد




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
خسته شدم... از این سکوت، از این عمر بیهوده

از این شب سیاه درد، نشستن ها تو کوچه

خسته شدم... از غیبت حضور هر چی عاشقه

دلم همش دلواپس دشت پر از شقایقه

خسته شدم... خسته از این رویای کودکانه

دلم می خواد برات بگم یه شعر عاشقانه

خسته شدم... خسته شدم از دست این زمونه

تو نیستی و خستگی ها، تنها با من می مونه

شاعر: مجید (کوچه گرد)




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
خسته ام، از شب!

تشنه ام، از تب

زخمهای کهنه تنهایی ام

باز بغضم را گشود

تا ابد دلتنگ بی تو بودنم

اما چه سود؟!

خسته ام، از زمانه

از صدای گریه های بی بهانه

از لحظه های بی تپش،

شعرهای بی ترانه

خسته ام، از تکرار ماه، توی برکه!

از سکوت هر شب دل

کنج خونه، توی کوچه...

خسته ام،

از شنیدن قصه های عاشقانه!

رویاهای کودکانه

خسته از عشقی که شد

همبستر کینه های ابلهانه... 

برکه هر شب ماه را می بوسد و

ماه می لرزد در آب

کوچه گرد هم خواب او می بیند و

او در ...

شاعر: مجید (کوچه گرد)




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
خسته ام

تنهام

نه به تنهایی تو

نه به تنهایی عشق

نه به تنهایی فردای غم انگیز دلم

که به تنهایی این رنگ غروب پاپیز

که در ان دل شده از غصه ی عشقت لبریز

و به تنهایی ابر تیره

که از این خلوت ما میگذرد

سایه ای بر دل ما می افتد

دل رنجیده ز غم میگیرد

و در این تنهایی

عاشقی می میرد 

شاعر: متین شریفی




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
تنهایی یعنی اشک و یعنی لحظه

تنهایی یعنی شعری که پر شده از غصه

تنهایی یعنی سایه، یعنی تردید

تنهایی یعنی عشقی که از تو چشات می دید

تنهایی یعنی گیتار، یعنی یه دله تبدار

تنهایی یعنی قلبی که میشکنه از تکرار 

تنهایی یعنی بی تو، یعنی بیمار

تنهایی یعنی من باز، موندم با همین غمهام

تنهایی یعنی پاییز، یعنی یه دله لبریز

یعنی چشم من بازم، شد از اشک غم سرریز 

تنهایی یعنی تیک تاک،یعنی خطای زیک زاک 

تنهایی یعنی دنیا!دیدمت!بیا!ساک ساک!!!

تنهایی ی ...

شاعر: نیلو.ش




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
کسهای خاطره بر ما گذشت

دستهامان می‌گذاریم روی دست 

این زمانه بر گذر گرداب شد

نقشه‌های زندگی بر آب شد 

در فراسوی صدای خنده‌ها

گم شده اشک شکوه لاله ها 

روز گذشت و شب گذشت و سال شد
خواب هم از حال او بیدار شد

در نگاه سرد سرمای وجود 

خاطره هم از دلم جان می‌زدود

شاعر: بابک نصیری




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد
دیگران ابراز انزجار می کند که
در خودش وجود دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من چیستم؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از دیده به جاش اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست
اسراف محبت است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.
** * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.



برچسب ها: جملات پند آموز، جملات باحال، جملات قصار، سخنان دکتر علی شریعتی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
به نامت زندگی آغاز کردم

به کویت راه خود را راست کردم

به عشقت من کجا پرواز کردم

به سمتت راه خود سر راست کردم

به سازت قلبه خود را کوک کردم

به شورت عاشقی شروع کردم

به ایثارت دل خود باز کردم

به رازت من شبها نیاز کردم

به ایمان غسل توبه ساز کردم

به یاده قبله ات نماز کردم

به یاده کعبه ات تواف کردم

به شوقت مرگ را در خواست کردم

شاعر: ایمان خدابخش




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 بهمن 1389 توسط امیر فرح بخش | نظرات ()
یک شب همه عالم را از غصه جدا دیدم

خوابی به چه زیبایی گویا که خدا دیدم

دیدم که نگار من آرام برم بنشست

خود را زغم هجرت گویا که جدا دیدم

عالم همه زیبا بود دلها همه دریا بود

درشهرسکوت وغم خود را چوصدا دیدم

دیدم که نگاه یار پر مهر و صمیمی بود

خود را ز غم چشمش گویا که رها دیدم

(شیدا ) به صدای عشق از خواب پریدم باز

خود را به زمانی چند در خواب قفا دیدم

شاعر: کاوه نادری (شیدا)




برچسب ها: شعر احساسی، شعر رمانتیک، شعر عاشقانه برای نامه، شعر عاشقانه سوزناک، شعر و متن سوزناک، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، متن و شعر عاشقانه، شعر دردناک، جملات عاشقانه، شعر عاشقان، شعر عشق،
(تعداد کل صفحات:40)      [ ... ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ 11 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
نمیشه این همه غمو درک کرد غمی که تو قبری منو دفن کرد
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد آهنگ

كد موسیقی



نمایش وضعیت در یاهو ,

قالب وبلاگ

, قالب بلاگفا

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود فیلم

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار